خلاصه کتاب سختی کارهای سخت

بقای کسب‌و‌کار وقتی رویا به کابوس تبدیل میشه
کتابی‌از
بن هاروویتز
۱۹ دقیقه
۱۵ صفحه
کسب و کار
خلاصه کتاب سختی کارهای سخت / کتاب برای مدیریت استارتاپ
خلاصه کتاب سختی کارهای سخت / کتاب برای مدیریت استارتاپ

خلاصه کتاب

سختی کارهای سخت

بقای کسب‌و‌کار وقتی رویا به کابوس تبدیل میشه

بن هاروویتز
۱۹ دقیقه
۱۵ صفحه
کسب و کار

درباره کتاب

خلاصه کتاب سختی کارهای سخت دید افراد رو نسبت‌به مدیریت کسب‌و‌کار باز می‌کنه. بن هاروویتز، نویسنده کتاب سختی کارهای سخت می‌گه که اگه دوست نداری بین گزینه‌ی وحشتناک و فاجعه‌آمیز یکی رو انتخاب کنی، نباید به مدیرعاملی فکر کنی. نویسنده توی این کتاب سعی داره از کلیشه‌های رایج راجع‌به مدیریت و رهبری کسب‌و‌کار فاصله بگیره و اون روی تلخ و واقعیِ مدیریت استارتاپ رو به خواننده نشون بده و ابتدای کتاب برای اینکه این موضوع رو بیان کنه، از جمله‌ی قابل‌تاملی استفاده می‌کنه: «سختی کارهای سخت دیدن رویاهای بزرگ نیست. سختی کارهای سخت یعنی اینکه نیمه‌شب از خواب بیدار بشی، درحالی‌که تمام رویاهات شکل کابوس رو به‌خودشون گرفتن.»

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

- اگه بنیان‌گذار کسب‌وکاری هستی و الان یا در آینده به مدیرعامل تبدیل می‌شی
- اگه می‌خوای بدونی که کسب‌و‌کارهای موفق چطوری با چالش‌هاشون روبه‌رو می‌شن
- اگه دوست داری جنبه‌ی واقعی و تلخِ مدیریت کسب‌و‌کار رو بدونی

صفحه‌ی اولش رو بخون

کتاب راجع‌به چی صحبت می‌کنه؟ یاد می‌گیری چطور مدیرعامل خوبی بشی وقتی می‌ری اون بالا، فقط خودتی و خودت! مدیرعامل‌ها مسئولیت سنگینی رو به‌دوش می‌کشن. مسئولیت شرکت‌شون تماما برعهده‌ی اون‌هاست و هر روز باید تصمیمات سرنوشت‌سازی بگیرن. شاید لازم باشه بهترین دوست‌شون یا همه‌ی کارکنان یک کارخانه رو اخراج کنن؛ درحالی‌که توی تمام این مدت مسئولیت همه‌ی کارها برعهده‌شون هست و باید همیشه به آینده چشم داشته باشن. توی این خلاصه که بوکارو برای تو تهیه کرده، بن هوروویتز، از زبان خودش درس‌هایی رو که درطی فرآیند تأسیس شرکتش، اداره‌ی اون به‌عنوان مدیرعامل و فروشش به‌ ارزش ۱/۶میلیارد دلار یاد گرفته، با تو به‌اشتراک می‌ذاره. در ادامه‌ی خلاصه کتاب سختی کارهای سخت بوکارو بهت می‌گه که: چطور در مواقع نیاز افراد رو بدون ملاحظات احساسی اخراج کنی؟ چرا استخدام افرادی که نقاط‌ضعف کمی دارن، انتخاب عاقلانه‌ای هست؟ چگونه به مدیرعاملی تبدیل بشی که هرلحظه آماده‌ی یک جنگ همه‌جانبه هست؟ هر مدیرعاملی باید با فشار و مسئولیت‌های اداره‌ی یک شرکت سروکله بزنه هرکسی که شرکتی رو تأسیس می‌کنه یا اون رو به‌عنوان مدیرعامل اداره می‌کنه، رویاهایی داره. معمولا محور ثابت این رویاها، ساختن یک چیز زیباست که دنیا رو تغییر میده و قراره کلی پول به‌همراه داشته باشه. متأسفانه، این مسیر برای هیچ شرکتی هموار نیست. بحران‌ها بخش اجتناب‌ناپذیر ساخت یک کسب‌وکارن. خیلی چیزها هست که ممکنه اونجوری که ما می‌خوایم پیش نرن و همین مسئله باعث میشه مسیر پیش‌ِرو ناهموار و غیرقابل‌پیش‌بینی باشه. مثلا، هر شرکتی تحت کنترل مسائل بزرگ و کوچیک مختلفی قرار داره؛ مسائل کلان مثل بحران‌های مالی یا فروپاشی‌های اقتصادی که می‌تونن سرمایه‌گذاران رو فراری بدن یا مسائل کوچیکی مثل استخدام فرد نامناسب یا ورشکسته‌شدن بهترین مشتری‌شون. مسئولیت روبه‌رو شدن با واقعیت‌ها برعهده‌ی مدیرعامل‌هاست. این مسئولیت، بخش اجتناب‌ناپذیر اداره‌ی یک شرکته و اضطراب و تصمیم‌‌گیری‌های غیرممکنِ همراه با اون هم جزو جداناپذیر اونه. این اضطراب و سنگینی مسئولیت‌ها احتمالا تمام زندگی مدیرعامل رو تحت‌تأثیر قرار خواهد داد؛ از سلامت جسمی و روحی گرفته تا انتخاب‌های شغلی و روابط اجتماعیش. همه‌ی این‌ها باعث میشه که این مسئولیت، تمامِ وقت و انرژی فرد رو بگیره، اما بهترین زمان برای ثابت‌کردنِ شایستگی‌هاست. درنهایت این مدیرعامله که مسئولِ مدیریتِ چالش‌های پیش‌روی شرکته و اونه که بابت موفقیت‌ها تحسین یا بابت شکست‌ها سرزنش میشه. این مسئولیت بعضی‌ اوقات می‌تونه غیرممکن به‌نظر برسه اما کار تیمی، خلاقیت و راه‌حل‌گرایی مسیر رو هموارتر می‌کنن همون‌طور که می‌دونی، همه‌ی مدیرعامل‌ها باید با مسئولیت اداره‌ی شرکتشون روبه‌رو بشن. خوشبختانه چند استراتژی وجود داره که می‌تونه بهت کمک کنه با اون‌ها بهتر کنار بیای. اول این‌که اگرچه به‌عنوان مدیرعامل بخش اعظم این مسئولیت روی دوش تو قرار داره، اما سعی نکن این بار رو تنهایی به‌دوش بکشی. درعوض هنگام مواجهه با بحران‌ها تا اون‌جایی که می‌تونی این مسئولیت رو با افراد مختلف تقسیم کن. کاری که ما در آپس‌وِر انجام دادیم، می‌تونه مثال خوبی از این موضوع باشه. درطول بحران دات‌ کام، من به‌عنوان مدیرعامل، همه‌ی کارکنان شرکت رو جمع کردم و صادقانه بهشون گفتم فقط درصورتی که همه‌‌چیز رو از نو بسازیم، می‌‌تونیم شرکت رو سرپا نگه داریم. گفتم که هنوز می‌تونیم دووم بیاریم و هرکس که می‌خواد بره، باید همین الان این کار رو انجام بده. این یعنی افرادی که باقی‌موندن کاملا روی تولید محصول جدید متمرکز بودن و همین باعث شد که شرکت رشد کنه و قیمت سهامش رو از ۳۵سنت به ۷ دلار برسونه. مورد دومی که باید یادت بمونه اینه که وقتی به‌نظر می‌رسه هیچ راهی نداری و پایان کار نزدیکه، باید خلاقانه عمل کنی. مثلا درطول بحران دات کام، شرکت من، لودکلود، ۲میلیون دلار از برنامه‌ی مالی ۷۵ میلیون دلاری خودش عقب بود. این باعث شد که سرمایه‌گذاران تمایلی به سرمایه‌گذاری بیش‌تر نداشته باشن. درمانده بودم و هیچ راهی نداشتم، پس …

۱
کتاب راجع‌به چی صحبت می‌کنه؟ یاد می‌گیری چطور مدیرعامل خوبی بشی
۲
هر مدیرعاملی باید با فشار و مسئولیت‌های اداره‌ی یک شرکت سروکله بزنه
۳
این مسئولیت بعضی‌ اوقات می‌تونه غیرممکن به‌نظر برسه اما کار تیمی، خلاقیت و راه‌حل‌گرایی مسیر رو هموارتر می‌کنن
۴
پذیرفتن مشکلات و اخبار بد شرکت بهت کمک می‌کنه سریع‌تر به راه‌حل برسی
۵
هیچ‌کس دوست نداره کسی رو اخراج کنه، اما اگه لازم بود باید سریع و منصفانه انجام بشه
۶
وقتی یک مدیر رو اخراج می‌کنی، مسئولیت اشتباهت رو بپذیر و مطمئن شو کسب‌وکارت دوام میاره 
۷
کارکنانت رو خوب آموزش بده و یک هسته‌ی منابع انسانی قوی بساز
۸
افراد رو براساس نقاط قوت‌شون استخدام کن، نه نقاط ضعف!
۹
شرکتی بساز که افراد در اون میل به کارکردن داشته باشن
۱۰
کلید اداره یک شرکت، دانستن مسیر درست و هدایت شرکت در اون راهه
۱۱
دو نوع مدیرعامل داریم؛ اون‌هایی که تصمیم می‌گیرن و اون‌هایی که عمل می‌کنن
۱۲
شرکت، بسته به شرایط مختلف مدیرعامل‌های مختلفی نیاز داره
۱۳
می‌تونی یاد بگیری که مدیرعامل فوق‌العاده‌ای باشی، هرچند در ابتدا کمی سخت به‌نظر می‌رسه
۱۴
فروختن شرکتت یعنی باید بر موانع احساسی و عقلانی غلبه کنی   
۱۵
حرف اصلی کتاب

نظر بقیه چیه

بوکارو چیه و چیکار می‌کنه؟

بوکارو جاییه که می‌تونی خلاصه‌ی کتاب‌ها رو توش بخونی

اگه وقتت کم هست یا حوصله‌ی دنبال‌کردن یه کتاب چندصدصفحه‌ای رو نداری نگران نباش، چون من به‌جای تو کتاب‌هارو می‌خونم، ایده و حرف اصلی‌شون رو استخراج می‌کنم و ۰ تا ۱۰۰ کتاب‌ها رو تو کوتاه‌ترین زمان بهت انتقال میدم.

تو بوکارو وقت و حوصله‌ی تو ارزشمنده